غدیر تمرینی است برای ظهور

غدیر، جشن زراندوزان نبود؛ عیدِ مستضعفان بود.
در آن نقطه عطف تاریخ، غدیر تنها یک تغییرِ جایگاه نبود، بلکه تکمیلِ یک سیر تکاملی بود. جایی که پیامبر (ص)، دست بندهای را بالا برد که شبش، تسبیحِ اشکِ مستمندان بود و روزش، شمشیرِ حق علیه باطل. غدیر در حقیقت، ترسیمِ یک «معیار الهی» بود؛ این اعلانِ جدی بود که اقتصاد، سیاست و دیانت، تنها زمانی معنا مییابد که در دستان مردی باشد که از قنوت شبانهاش، قطرات عدالت میچکد و از پیشانیاش، نورِ حقیقت میبارد.
در آن عصرِ گرمِ غدیر، چه کسی سزاوارِ لقب «مولا» بود؟
مردی که در محراب، انگشتری را به گدایی بخشید تا معنای واقعی سخاوت را به جهان بیاموزاند؛ مردی که در خیبر، درِ قلعه را از جا کند تا راهِ غرورِ متکبران را ببندد؛ و مردی که در بستر پیامبر خوابید تا ثابت کند ایثار، بر هر نقشهای برای قتل و توطئه، پیروز است. پیامبر (ص) کسی را برگزید که «فقر» را نه در کلمات، که در رگهای خویش لمس کرده بود؛ پس غدیر، انتخابِ «انسانِ کامل» بر «انسانِ قدرتطلب» بود و برتریِ «سجاده» بر «تاج».
این زیباترین پیام غدیر برای انسانِ امروز است: «ولایت»، امانتدار خون شهداست، نه نگهبان ثروت اغنیا.
علی (ع) در غدیر، نه به خاطر پیوندهای قبیلهای و قریشی، که به خاطر «عدالت علوی» برگزیده شد. او کسی بود که در دارالحکومتش نانِ جو میخورد و شبهنگام، در کوچههای تاریک، به فریاد یتیمان میرسید تا هیچ کودکی در سایه ولایت، احساس تنهایی نکند. غدیر یعنی تولد جامعهای که رهبرش، از جنس محرومان است و قلبش، تپنده برای تشنهکامان.
غدیر به تمام جهان فهماند که «حقانیت» با عدد و زر سنجیده نمیشود. آن روز، شاید دشمنان خندیدند که جمعیتی اندک دست علی را بالا بردند، اما غافل از این حقیقتِ ابدی که: «وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقین» (سرانجام از آنِ پرهیزگاران است). غدیر، در واقع اولین اعلام جنگ با «سقیفهها» و زراندوزیهایی بود که بعدها تاریخ را به خون و تفرقه کشاند. این عید، در حقیقت فریادِ «هیهات منا الذله» بود که قرنها پیش از عاشورا، در صحرای غدیر طنینانداز شد و راهِ بندگیِ مطلق را ترسیم کرد.
مگر نه این است که ما هر سال غدیر را جشن میگیریم تا «الگوی ولیّ الهی» را بازخوانی کنیم؟
غدیر، تمرینی است برای «ظهور». ما در غدیر با مولایی بیعت میکنیم که سنتش «احیاگری» و هدفش «رستگاری» است. امروز که جهان در تشنهترین نقطه تاریخ برای عدالت است، غدیر یعنی «امید». یعنی وعده این است که روزی خواهد رسید که فرزند علی (عج) قیام کند و غدیر را از یک نقطه جغرافیایی، به یک «جهانِ عادل» تبدیل کند.
وظیفه ما در این عید بزرگ، تنها توزیع شیرینیها نیست؛ بلکه روایتِ «غدیر ناب» است؛ غدیری که در پشت پرده تحریفات و تفرقهها گم شده است. بیایید بنویسیم که غدیر، مایه تفرقه نیست، بلکه نقطه اتصال است. بیایید شیعه و سنی را پای سفره ولایت بنشانیم و به جهان بگوییم که غدیر، امید تمام مسلمانانی است که فریاد میزنند: «خدایا، ما را با مُحبّان علی محشور کن.»
بگذاریم قلمهایمان وقف این حقیقت شود که: روزی بود که تاریخ، نفسی عمیق کشید و با تسلیم، گفت: «بالاخره، کسی آمد که به داد مظلوم میرسد.»
علی (ع)، نه پادشاهی برای فرمانروایی، که «امامِ» متقیان برای رهایی بود.



